خدا گوید: تو ای زیباتر از خورشید زیبایم، تو ای والا ترین مهمان دنیایم، بدان آغوش من باز است. شروع کن، یک قدم با تو، تمام گامهای مانده اش با من ______________________
می خوانمت چنان که شب خسته خواب را میجویمت جنان که لب تشنه اب را محو توام که ستاره به چشم تو یا شبنم سپیده دمان افتاب را بی تابم ان چنان که درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره... خواب را... بایسته ای جنان که تپیدن برای توست بایسته ای که چنان برای دل یا ان چنان که بال پریدن عقاب را حتی اگر نباشی می افرینمت چنان که التهاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی تر از پاسخی باچون توپرسشی چه نیاز جواب را... _________________